محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4844
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سنگهاى روغنى كشته ديدم . ابراهيم بن محمد گويد : هنگام پسين عيسى به حميد بن قحطبه گفت : « مىبينمت كه در كار اين مرد كندى مىكنى حمزة بن مالك را به نبرد وى گمار . » گفت : « به خدا اگر خودت نيز اين را بخواهى به تو وانمىگذارم ، اينك كه كسان كشتهام و نسيم فتح را مىيابم ؟ » گويد : آنگاه در كار نبرد بكوشيد تا محمد كشته شد . حميد وابستهء محمد بن ابى العباس گويد : آن روز عيسى از حميد بن قحطبه كه سالار سواران بود بد گمان شد و گفت : « اى حميد مىبينمت كه تلاش نمىكنى . » گفت : « از من بدگمانى ؟ به خدا وقتى محمد را ببينم او را با شمشير مىزنم يا پيش روى وى كشته مىشوم . » گويد : پس از آن بر محمد گذشت كه كشته شده بود و او را با شمشير بزد كه به قسم خويش عمل كرده باشد . على بن ابى طالب گويد : محمد بعد از پسينگاه كشته شد به روز دوشنبه چهارده روز رفته از ماه رمضان . ايوب بن عمر به نقل از پدرش گويد : عيسى كس فرستاد و در زندان را بگشود . ما را پيش وى بردند نبرد در گير بود و همچنان پيش روى وى افتاده بوديم تا سر محمد را به نزد وى آوردند . گويد : من به يوسف برادر خويش گفتم : « هم اكنون ما را براى شناختن وى مىخواند ، اما نبايد وى را به دو نميشناسانيم كه بيم داريم خطا كنيم . » گويد : وقتى سر را بياوردند گفت : « او را مىشناسيد ؟ » گفتيم : « آرى . » گفت : « بنگريد آيا همين است ؟ » گويد : من بر يوسف پيشدستى كردم و گفتم : خون بسيار مىبينم و ضربتها